عکس های تولد
محمدصالح جونم تولدت مبارک
با یک روز تاخیر برات جشن گرفتیم،چون منتظر خاله جون و عمه جون بودیم که از مشهد بیان و تو جشن عزیزمون شرکت کنند،خاله جون اومد ولی حیف عمه جون نتونست بیاد ،عمه جون افسانه هم که بود،کوچولوی مامانیش انقد غر زد که نذاشت جشن به عمه خوش بگذره
خلاصه یه جشن تولد کوچولو برات گرفتیم،اولش خیلی پسر خوبی بودی ولی جاهای اصلیش شروع به غر زدن و جیغ و...



نه گذاشتی ازت عکس بگیرن،شمعتو فوت نکردی،کیک نبردی،وقتی فشفشه روشن کردن انقد جیییییییییییییییییغ زدی که نگو
بابا ازت خیلی ناراحت شده بود،آخر شب گفت :دیگه براش جشن تولد نمیگیرم







اینم شام تولدت


اینم کادوی تولدت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عکس های تولد
